خواجه نصير الدين الطوسي
43
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
او را جلا دادن حاجت باشد . و فائدهء در دهان نهادن آنست « 1 » كه چون تر شود به آب دهن ، اگر رنگى غريب بر وى « 2 » داده باشند حالى « 3 » ظاهر گردد ، و معلوم شود ، كه آن جوهر جلا داده « 4 » چگونه خواهد « بود » « 5 » . چون « 6 » تصرّفى كه بر وى كنند « 7 » بعد از تصرّف حكاكى « 8 » قيمت آن چند تفاوت خواهد بود « 9 » . پس بدين سبب « 10 » سوراخ در جملهء جواهر عيبى بزرگست . و [ هر ] جوهرى كه آن را سوراخ نباشد ، قيمت او زيادت [ بود ] . ديگر آنكه سوراخ رنگ جملهء جواهرى كه شفّاف باشد كمتر كند . ( بسبب جلا كه حادث شود ) . فصل در صفت جلا دادن ياقوت « 11 » جملهء انواع ياقوت را بيك طريق « 12 » جلا توان داد . و ( طريق ) جلا ( دادن ) ياقوت « 13 » آنست كه ياقوت را « 14 » نخست به لك بر « 15 » سر چوبى بندند . و بچرخ حكّاكى « 16 » بسايند تا املس شود . بعد از آن سنباده
--> ( 1 ) - م : نگهداشتن آن بود ( 2 ) - م . ب : اگر رنگى بوى غريب ( 3 ) - م : حال ( 4 ) - م ، ن ، ج : جلا داده - ع : جلا دادهاند . ( 5 ) - فقط در ع : است ( 6 ) - ب : و چون ( 7 ) - م : كنند - ب : بر وى كردهاند - ع : بر وى كند ( 8 ) - م : حكما ( 9 ) - ب : ظاهر شود حكاك قيمت آن بنوعى ديگر كند ( 10 ) - ع : افزوده ( مذكور ) ( 11 ) - ع : سخن در جلا دادن يواقيت - ب : فصل در جلاء ياقوت ( 12 ) - ب : رنگ ( 13 ) - ع : و جلاء ياقوت ( 14 ) - م ، ج ، ن : كه آن را ( 15 ) - ب : ياقوت را نخست بيك - ع : بحسب بلك ؟ ( 16 ) - ب : و بچرخهء حكاكان - ن ، ج : و بچرخ حكاكان .